| از فریاد تا فرهاد
اینجا خواهان دیدار مردانی هستم كه آوازی سخت دارند مردانی كه هیون را رام می كنند و به رودخانه ها ظفر می یابند مردانی كه استخوانهایشان به صدا در می آید و با دهان پر از خورشید و چخماق می خوانند خواستار دیدار آنانم من اینجا، رو در روی سنگ در برابر این پیكری كه عنان گسسته است می خواهم تا به من نشان دهند راه رهایی كجاست این ناخدا را كه به مرگ پیوسته است....
« فدریكو گارسیا لوركا- ترجمه احمد شاملو ادامه مطلب |